شماره تماس
-
-
پست الکترونیکی
info@webiyou.ir
-
نشانی
تهران، خیابان نواب صفوی
شماره تماس
پست الکترونیکی
نشانی
داشتن بازدیدکننده برای موفقیت یک وبسایت کافی نیست. ممکن است کاربران وارد سایت شوند، صفحات مختلف را ببینند و حتی محصولات یا خدمات را بررسی کنند؛ اما بدون تعامل مؤثر، بسیاری از آنها بدون خرید یا بازگشت دوباره سایت را ترک میکنند.
اینجاست که ابزارهای تعامل با مشتری و اتوماسیون بازاریابی اهمیت پیدا میکنند. یکی از پلتفرمهایی که برای این هدف مورد استفاده قرار میگیرد، WebEngage (وب انگیج) است.
WebEngage به کسبوکارها کمک میکند رفتار کاربران را بهتر بررسی کنند، مخاطبان را بر اساس ویژگیها و رفتارشان دستهبندی کنند و پیامها و کمپینهای متناسب با هر گروه را بهصورت هدفمند اجرا کنند.
در این مقاله بررسی میکنیم WebEngage چیست، چگونه کار میکند، چه کاربردهایی دارد، برای چه وبسایتهایی مناسب است و چه تفاوتی با برخی ابزارهای مشابه دارد.
WebEngage یک پلتفرم Customer Engagement و Marketing Automation است که برای ایجاد و مدیریت ارتباط شخصیسازیشده با کاربران وبسایت و اپلیکیشن استفاده میشود.
به زبان ساده، این پلتفرم به کسبوکار کمک میکند اطلاعات مربوط به رفتار کاربران را جمعآوری و تحلیل کرده و بر اساس این اطلاعات، ارتباط مناسبتری با آنها برقرار کند.
برای مثال، تصور کنید کاربری وارد یک فروشگاه اینترنتی شود، چند محصول را مشاهده کند، یکی از محصولات را به سبد خرید اضافه کند اما خرید خود را تکمیل نکند. در چنین شرایطی میتوان یک سناریوی ارتباطی تعریف کرد تا در زمان مناسب، پیام یادآوری یا پیشنهاد مرتبط برای کاربر ارسال شود.
بنابراین WebEngage را نباید صرفاً یک ابزار ارسال پیام دانست؛ بخش مهمی از کار آن، استفاده از دادههای رفتاری کاربران برای ایجاد تعامل هدفمند و خودکار است.
فرآیند کار این پلتفرم را میتوان به چند مرحله اصلی تقسیم کرد:
ابتدا رفتار کاربران در وبسایت یا اپلیکیشن ثبت میشود. برای مثال، میتوان اطلاعاتی مانند صفحات مشاهدهشده، رویدادهای انجامشده، تعامل با بخشهای مختلف سایت و برخی ویژگیهای کاربر را در فرآیندهای تعریفشده بررسی کرد.
همه کاربران رفتار یکسانی ندارند. یک کاربر ممکن است مشتری قدیمی باشد، دیگری برای نخستین بار وارد سایت شده باشد و کاربر دیگری محصولی را به سبد خرید اضافه کرده اما خرید را کامل نکرده باشد.
با دستهبندی کاربران بر اساس ویژگیها و رفتارشان، میتوان برای هر گروه استراتژی ارتباطی متفاوتی در نظر گرفت.
در مرحله بعد، کسبوکار مشخص میکند که در واکنش به هر رفتار، چه اتفاقی باید رخ دهد.
برای نمونه:
بازدید از محصول → عدم خرید → ارسال پیام یادآوری
یا:
ثبتنام کاربر → چند روز عدم فعالیت → ارسال پیام بازگشت
این سناریوها میتوانند بهصورت خودکار اجرا شوند.
پس از مشخص شدن شرایط کمپین، میتوان از کانالهای ارتباطی مختلف برای رسیدن به کاربر استفاده کرد؛ مانند ایمیل، SMS، Web Push یا پیامهای درونسایتی، بسته به امکانات و تنظیمات سرویس.
یکی از بخشهای مهم اتوماسیون بازاریابی، بررسی نتیجه کمپینهاست. کسبوکار میتواند عملکرد پیامها و سناریوهای مختلف را بررسی کرده و بر اساس دادههای بهدستآمده، کمپینهای خود را بهینه کند.

WebEngage در بخشهای مختلف بازاریابی دیجیتال و ارتباط با مشتری کاربرد دارد. مهمترین موارد عبارتاند از:
با بررسی رفتار کاربران میتوان شناخت بهتری از نحوه استفاده آنها از وبسایت یا اپلیکیشن به دست آورد.
برای مثال، کسبوکار میتواند بررسی کند:
کاربران بیشتر از چه صفحاتی بازدید میکنند؟
چه محصولاتی بیشتر مورد توجه قرار میگیرند؟
کاربران در چه مرحلهای از فرآیند خرید خارج میشوند؟
کدام گروه از کاربران تعامل بیشتری دارند؟
این اطلاعات میتواند به تصمیمگیری بهتر در طراحی کمپینها و تجربه کاربری کمک کند.
یکی از کاربردهای مهم WebEngage، تقسیم کاربران به گروههای مختلف بر اساس ویژگیها یا رفتار آنهاست.
برای نمونه میتوان گروههایی مانند موارد زیر تعریف کرد:
کاربران جدید
مشتریان قبلی
کاربران غیرفعال
کاربران علاقهمند به یک محصول خاص
کاربرانی که خرید را نیمهکاره رها کردهاند
این دستهبندی باعث میشود پیامها هدفمندتر باشند و یک پیام مشابه برای تمام کاربران ارسال نشود.
در بازاریابی سنتی، بسیاری از اقدامات باید بهصورت دستی انجام شوند؛ اما در Marketing Automation میتوان بخشی از این فرآیندها را بر اساس رفتار کاربران خودکار کرد.
برای مثال، میتوان سناریویی تعریف کرد که پس از یک رویداد مشخص، پیام مناسبی برای کاربر ارسال شود.
یکی از مهمترین مزایای چنین ابزارهایی، امکان شخصیسازی ارتباط است.
برای مثال، بهجای نمایش یک پیشنهاد عمومی برای همه کاربران، میتوان بر اساس رفتار یا علاقهمندی آنها پیام مرتبطتری ارائه کرد.
هرچه ارتباط با نیاز واقعی کاربر هماهنگتر باشد، احتمال تعامل با آن نیز میتواند افزایش پیدا کند.
WebEngage برای مدیریت سناریوهای ارتباطی در کانالهای مختلف طراحی شده است و بسته به امکانات و پیکربندی سرویس، میتواند برای کانالهایی مانند ایمیل، SMS، Push Notification و پیامهای درونسایتی مورد استفاده قرار گیرد.

استفاده درست از ابزارهای تعامل با مشتری میتواند بخش مهمی از فرآیند بازاریابی و ارتباط با کاربران را ساختارمندتر کند.
مهمترین مزایای WebEngage عبارتاند از:
وقتی پیامها بر اساس رفتار و نیاز کاربران طراحی شوند، احتمال ارتباط مؤثر با آنها بیشتر از زمانی است که یک پیام عمومی برای همه ارسال شود.
اگر یک کاربر در مسیر خرید قرار داشته باشد اما به دلایلی فرآیند را کامل نکند، یک سناریوی ارتباطی مناسب میتواند فرصتی دوباره برای تعامل با او ایجاد کند.
البته افزایش نرخ تبدیل به عوامل مختلفی مانند کیفیت محصول، قیمت، تجربه کاربری و طراحی سایت نیز وابسته است و نمیتوان نتیجه مشخصی را صرفاً به استفاده از یک ابزار نسبت داد.
در فروشگاههای اینترنتی، برخی کاربران محصولات را به سبد خرید اضافه میکنند اما خرید خود را تکمیل نمیکنند.
با طراحی یک سناریوی مناسب میتوان این کاربران را شناسایی و در زمان مناسب با آنها ارتباط برقرار کرد.
تمام کاربران همیشه به یک اندازه فعال نیستند. میتوان برای کاربرانی که مدتی است به سایت مراجعه نکردهاند، کمپینهای بازگشت و تعامل مجدد طراحی کرد.
خودکار شدن بخشی از فرآیندهای بازاریابی باعث میشود تیم بازاریابی مجبور نباشد تمام پیامها و اقدامات را بهصورت دستی مدیریت کند.
WebEngage میتواند برای کسبوکارهایی مناسب باشد که تعداد قابل توجهی کاربر دارند و میخواهند ارتباط خود را با مخاطبان به شکل دادهمحورتر مدیریت کنند.
از جمله:
فروشگاههای اینترنتی
پلتفرمهای خدمات آنلاین
استارتاپها
وبسایتهای اشتراکی
کسبوکارهای دارای اپلیکیشن
وبسایتهایی که کمپینهای بازاریابی متعددی اجرا میکنند
برای یک وبسایت بسیار کوچک که هنوز داده یا کاربر کافی برای اجرای کمپینهای هدفمند ندارد، استفاده از چنین ابزارهایی ممکن است اولویت اصلی نباشد.
در مقابل، برای کسبوکارهایی که تعداد زیادی کاربر دارند و میخواهند رفتار مخاطبان را بهتر تحلیل کنند، ابزارهای Customer Engagement میتوانند ارزش بیشتری ایجاد کنند.
در پروژههای طراحی فروشگاه آنلاین نیز چنین ابزارهایی میتوانند در کنار طراحی و توسعه اصولی سایت، برای مدیریت ارتباط با کاربران مورد استفاده قرار گیرند.
تجربه کاربری فقط به ظاهر یک وبسایت محدود نمیشود. نحوه تعامل سایت با کاربر و مرتبط بودن پیامها نیز میتواند بخشی از تجربه کلی او باشد.
اگر پیامهای تبلیغاتی بدون توجه به رفتار کاربر نمایش داده شوند، ممکن است باعث ایجاد مزاحمت و کاهش کیفیت تجربه کاربری شوند.
در مقابل، استفاده هدفمند از دادهها میتواند به کسبوکار کمک کند:
پیامهای غیرمرتبط را کاهش دهد
پیشنهادهای متناسبتری ارائه کند
زمان ارسال پیام را بهتر مدیریت کند
ارتباط مرحلهای با کاربران ایجاد کند
بنابراین WebEngage میتواند مکمل تجربه کاربری مناسب باشد، اما جایگزین طراحی اصولی و کاربردی وبسایت نیست.
برای آشنایی بیشتر با این موضوع، میتوانید مقاله راهنمای جامع طراحی UI UX برای بهبود تجربه کاربری مراجعه کنید.
ابزارهای مختلفی برای ارتباط با کاربران و اجرای کمپینهای بازاریابی وجود دارند و هرکدام تمرکز متفاوتی دارند.
برای مثال:
OneSignal بیشتر بهخاطر قابلیتهای مربوط به Push Notification شناخته میشود.
Mailchimp تمرکز قابل توجهی بر Email Marketing و مدیریت کمپینهای ایمیلی دارد.
CleverTap نیز مانند WebEngage روی تعامل با مشتری، تحلیل رفتار و اجرای کمپینهای چندکاناله تمرکز دارد.
بنابراین انتخاب ابزار مناسب به نیاز کسبوکار، کانالهای ارتباطی مورد استفاده، حجم کاربران و نوع کمپینها بستگی دارد.
نکته مهم این است که WebEngage را نباید صرفاً با یک ابزار ارسال ایمیل یا نوتیفیکیشن مقایسه کرد؛ این پلتفرم با هدف مدیریت گستردهتر تعامل با کاربران و اتوماسیون بازاریابی طراحی شده است.
راهاندازی WebEngage معمولاً به اتصال سرویس به وبسایت و پیادهسازی کد یا روش اتصال ارائهشده توسط سرویس نیاز دارد.
بهصورت کلی، فرآیند میتواند شامل مراحل زیر باشد:
ایجاد حساب کاربری در WebEngage
ایجاد یا تنظیم پروژه مربوط به وبسایت
دریافت کد یا اطلاعات مورد نیاز برای اتصال
قرار دادن کد در بخش مناسب وبسایت
تعریف رویدادها و دادههای مورد نیاز
ایجاد سگمنتها و سناریوهای ارتباطی
بررسی عملکرد و بهینهسازی کمپینها
نحوه دقیق نصب و امکانات قابل استفاده ممکن است با توجه به نسخه سرویس، نوع پروژه و فناوری مورد استفاده متفاوت باشد.
در سایتهایی که با فناوریها و فریمورکهای مختلف توسعه داده شدهاند، پیادهسازی سرویسهای ثالث باید با توجه به ساختار فنی سایت انجام شود.
به همین دلیل، در پروژههای طراحی و توسعه وبسایت، بهتر است اتصال ابزارهای تحلیلی و بازاریابی از ابتدا با در نظر گرفتن معماری فنی سایت انجام شود.

WebEngage یک ابزار مستقیم سئو نیست و استفاده از آن بهتنهایی باعث افزایش رتبه صفحات در نتایج گوگل نمیشود.
بااینحال، میتواند در بخشهایی از عملکرد کلی وبسایت نقش داشته باشد. برای مثال، اگر استفاده صحیح از آن باعث شود کاربران ارتباط بهتری با سایت برقرار کنند، دوباره به سایت بازگردند یا فرآیند خرید و تعامل برای آنها مناسبتر شود، ممکن است به بهبود شاخصهای کسبوکار و تجربه کاربر کمک کند.
بنابراین بهتر است WebEngage را مکمل فعالیتهای بازاریابی و تجربه کاربری بدانیم، نه یک ابزار سئو.
برای بهبود رتبه سایت در موتورهای جستوجو همچنان باید روی عواملی مانند کیفیت محتوا، معماری سایت، لینکسازی داخلی، عملکرد فنی، Core Web Vitals و اعتبار موضوعی تمرکز کرد.
خیر، WebEngage و CRM لزوماً یک نقش ندارند.
CRM معمولاً برای مدیریت اطلاعات و ارتباطات مشتریان و فرآیندهای مرتبط با فروش و خدمات مشتری استفاده میشود؛ در حالی که WebEngage بیشتر بر تعامل، شخصیسازی ارتباط و اتوماسیون کمپینهای بازاریابی تمرکز دارد.
در برخی کسبوکارها میتوان این ابزارها را در کنار یکدیگر استفاده کرد تا دادهها و فرآیندهای ارتباط با مشتری به شکل کاملتری مدیریت شوند.
این پلتفرم بیشتر برای کسبوکارهایی کاربرد دارد که تعداد قابل توجهی کاربر دارند و میخواهند رفتار مخاطبان را تحلیل کرده و ارتباطات بازاریابی خود را هدفمند و خودکار کنند. فروشگاههای اینترنتی، پلتفرمهای خدماتی، استارتاپها و کسبوکارهای دارای اپلیکیشن از نمونههای مناسب هستند.
از WebEngage میتوان برای تحلیل رفتار کاربران، سگمنتبندی مخاطبان، شخصیسازی پیامها، اجرای کمپینهای خودکار و ارتباط با کاربران از طریق کانالهای مختلف استفاده کرد.
خیر. فروشگاههای اینترنتی یکی از کاربردهای مهم آن هستند، اما این پلتفرم میتواند برای انواع مختلف کسبوکارهای دیجیتال و وبسایتهایی که به تعامل مستمر با کاربران نیاز دارند نیز مورد استفاده قرار گیرد.
خیر. WebEngage ابزار Customer Engagement و Marketing Automation است و مستقیماً برای بهینهسازی رتبه سایت در موتورهای جستوجو طراحی نشده است.
خیر. حتی بهترین ابزارهای بازاریابی نمیتوانند مشکلات یک وبسایت ضعیف از نظر طراحی، سرعت، ساختار یا تجربه کاربری را بهطور کامل جبران کنند.
WebEngage زمانی میتواند بیشترین ارزش را ایجاد کند که در کنار یک وبسایت سریع، کاربردی و اصولی استفاده شود. برای آشنایی با اصول طراحی سایت میتوانید مقاله مهمترین ویژگیهای طراحی وبسایت حرفهای؛ اصول کلیدی برای موفقیت آنلاین را بخوانید.
شرایط استفاده، امکانات و قیمتگذاری سرویسهای نرمافزاری ممکن است در طول زمان تغییر کند. بنابراین برای اطلاع از پلنها و شرایط فعلی استفاده از WebEngage، بهتر است اطلاعات بهروز سرویس را بررسی کنید.
WebEngage (وب انگیج) یک پلتفرم برای تعامل با مشتری و اتوماسیون بازاریابی است که به کسبوکارها کمک میکند رفتار کاربران را بهتر بشناسند و بر اساس اطلاعات بهدستآمده، ارتباط هدفمندتری با آنها برقرار کنند.
از تحلیل رفتار و سگمنتبندی کاربران گرفته تا شخصیسازی پیامها و اجرای کمپینهای خودکار، این ابزار میتواند بخشی از فرآیند بازاریابی و ارتباط با مشتری را ساختارمندتر کند.
بااینحال، WebEngage جایگزین یک وبسایت حرفهای، محتوای باکیفیت یا استراتژی سئو نیست. بیشترین ارزش آن زمانی ایجاد میشود که در کنار طراحی اصولی سایت، تجربه کاربری مناسب و یک استراتژی بازاریابی دادهمحور قرار بگیرد.
در نهایت، اگر هدف یک کسبوکار فقط جذب بازدیدکننده نیست و میخواهد از کاربران خود تعامل، بازگشت و تبدیل بیشتری ایجاد کند، ابزارهای Customer Engagement مانند WebEngage میتوانند بخشی از این مسیر را پوشش دهند.